گاهی پر از حرفی ولی گوشی نیست که بشنود!

 

 

 

من تازه فهمیدم که باران هم دروغ است

این چشمهای خیس گریان هم دروغ است

اینجا قسم خوردی که میمانی ولی نه!

آخر تو انسانی و ایمان هم دروغ است

شک میکند آدم به دست گرم یک دوست

وقتی همه احساسهاتان هم دروغ است

یخ کرده اندامم بدون هیچ شکی

سرما زده روحم بهاران هم دروغ است

آخر به نان سفره ی ما پشت کردی

پس حرمت سفره ،نمک ،نان هم دروغ است 

آن چشمهایی که شبی طو فان به پا کرد

کور و کر و لالند طوفان هم دروغ است

 

 

 

+ تاریخ جمعه سوم مهر ۱۳۸۸ ساعت 13:5 نویسنده سيده مائده معين الديني |