
فروغ كريمي حسين آبادي
سه سيب گس
اصفهان،انتشارات نقش مانا
وقتي مي خوانمش پر از شور و شوق مي شوم
نه اين كه شاعر اين دو روزه باشد نه
از وقتي شناختمش عاشق بود و شاعر
با هم مي خوانيم چند شعر برگزیده از فروغ کریمی
۱۲
همه فهميدند
كه تو از روي نگاه من تقلب زده اي
عشق را مي گويم
ما دوتا عشق تقلب زده ايم
و هراسان شده ايم
نكند هيچ كسي بو ببرد
ليك
همه فهميدند
هر دومان افتاديم
و كسي هيچ ندانست كه من
من تقلب به تو دادم كه تو عاشق بشوي
من بلد بودم و تو حيف:
نياموخته اي ((عشق يعني چه؟))
ماجرا دوباره تكرار شد و
من شنيدم كه تو با يك كس ديگر
چه كسي ؟
آن كه صد بار خودش با همه مردود شده ؟
واحد عشق گرفتي
و تو اين بار تقلب دادي
هر دوتان پاس شديد
عشق را مي گويم
و تو اي كاش كه مي دانستي
بي تو يك عمر معلق ماندم
۱۶
براي من غزل بخوان هميشه شاعرانه باش
كمي برام مرهم و دوباره تازيانه باش
تو آخر حماسه اي، ولي چه تلخ مي روي
براي مرگ سخت من ، تو آخرين ترانه باش
وجب وجب شكسته اي، تو قصر آرزوي من
مرا به خاك كن سپس ، به فكر آشيانه باش
چه زود رفتني شدي، چه ساده خط زدي مرا
مرا به سايه ام ببخش ، براي غير خانه باش
حلال باشدت دلم ، حلال تر غرور من
شكسته اي نهال را ، شكسته را جوانه باش
هنوز جان نكنده ام ، دوباره مي كشي مرا
بكش ولي غزل بخوان، براي دام دانه باش
تقديم به :صفورا معين الديني
۴۰
چه ساده از هم جدا شديم
به سادگي داشتن دو پتو