وقتی غزل ندارم

برای اینکه بگویم هستم!!

 

 

من هنوز در ۱۹ سالگی مانده ام

در همان دوشنبه ی عاشق

و همان لحظه که

شنیدم دوستت دارم را از نگاهت

مرا ببخش

من هنوز عاشقم!

         *****

ببار

مرا از این خشکی رها کن

بگذار جان بگیرم 

در یک چشم برهم زدن همانی شوم که...

اصلا بیا آینده را خلاصه کنیم به همین دوشنبه و تمام

بوی سوخته ی زندگی می آید

حواست نبود

زندگی ته گرفت!

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


 

زمین گرد است

ماه گرد است

خورشید:

چشم های تو وقتی به من زل می زنی

پس من در این چهار دیواری

              چه می کنم!

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

خدای  را به دار می زنند

همانجا که ابلیس را

اینجا عدالت همیشه برپاست! 

 

+ تاریخ چهارشنبه نهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 13:31 نویسنده سيده مائده معين الديني |